6 ماهگی دخمل خوشملم آنیتا
امروز 5 اذر ......ساعت 1 بامداد دقيقا 6 ماهه که تو با مني عزيزم خيلي دوست داشتم بيام وب رو آپ کنم اما واقعا نميشد اين چند ماهه خيلي بي حوصله شدم از مهر که رفتم سرکار و تو رو يه هفته مادربزرگي نگه داشت مسير و دوري ازز تو خيلي اذيتم کرد بعدشم يک ماهي پيشم بودي و يعني تا15 آبان تو اداره با من بودي پرستاري به نام خانم احمدپور برات گرفتم من شير ميدادم و اون بغلت ميکرد و تعويض پوشک تا اينکه دندون در اوردنت حسابي اذيتمون کرد . ديگه نميتونستم ببرمت در به در دنبال مهد کودک خوب تا اينکه همسايه روبرويي گفت کسايي هستن تو شهرک که تو رو نگه دارن و خدا خيرش بده چند تا شماره برام جور کرد و بالاخره يه نفر و انتخاب کردم خانم...



